ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
662
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
نوّاب وليعهد معظّم به قريه باسمنج « 1 » به راه عراق روان شد و نمك به حرامان قبايل يكانلو و شقاقى به عزم دستبرد در عقب ايشان شتابان [ شدند ] . تا ورود به قصبهء زنجان ، حضرت ركن الدوله با آن طايفهء بىحيا با معدودى از سواره كه در ركاب داشت ، بناى زد و خورد گذاشت . بعد از ورود به زنجان ، اهالى حرم محترم را با عمدة الخواص حاجى على اصغر مازندرانى خواجه باشى و عبد اللّه خان دماوندى روانهء همدان ساخت و خود به عزيمت دار السلطنهء قزوين پرداخت . [ مصرا ] ع : تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون ذكر عرض سوانح اتفاقيه به درگاه اعلى و اجماع ملكزادگان و قشونهاى آراسته از هر ولا و تكاليف شاقهء روسيهء بىحيا در باب موافقت با دولت دارا و ساير قرارها و بنا در روز جمعه دهم شهر ربيع الثانى سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه ، فقرات قضاياى اتفاقيه و افتادن ولايات ايروان و غيره به دست روسيه به عرض امناى دولت بهيّه رسيد « 2 » و درياى غضب نامتناهى اعليحضرت شاهنشاهى را نوبت تلاطم گرديد تا محرمان دور و نزديك و عموم نوكر و رعيت از ترك و تاجيك مظنّهء اضطرابى نكنند ، با كمال حلم و وقار ، كه سرشته با ذات فرشته شعار است ، روى به نظم مهمّات نمود و مباشرين دربار عليّه را به نظم امور توپخانه و قورخانه و غيره امر فرمود و جناب معتمد الدولة العليّه ميرزا عبد الوهاب اصفهانى را كه در آن اوقات با [ 379 ] منصب منشى الممالكى مباشر امور وزارت بود ، به احضار نوّاب شاهزادگان با قشونهاى آراستهء ممالك ايران در آن فصل زمستان فرمان داد و از كلك معجزنگار او فرامين قضا آيين
--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « باسمج » ( 2 ) . مجلس : « روسيّه »